تبليغاتX
لحظه های انتظار
با اميد خط ها را خواهم شمرد. "باور"

 

در کابوس تنهایی هایم ، بر ویرانه آرزوهایم ،

 نقش تو را با سر انگشتان خسته ام می نگارم .

 نه ...

 دلم برای تو تنگ نشده ، دلم برای خاطراتم

 تنگ شده ، برای لحظاتی که یادشان را برایم

 به یادگار گذاشتی .

 دلم برای دیواری تنگ شده که مثل یک سد

 روی این احساسات بی منطق کشیده بودم و

 برای تو خرابش کردم .

 دلم برای خودم تنگ شده ، برای امید ها و

 آرزوهایم ، برای رویا های آینده ام .

 

 

یادمان باشد احساس مانند گلی است که به

 مهربانی وعشق احتیاج دارد ، به نوازش و

 پشتیبانی .

 گل احساس را باید به دست کسی سپرد که

 پرپرش نکند ، عاشقش بماند و تا ابد همراهش

 باشد .

 

"سعید"

+ ترنم ها و نجواها در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387  

 

اگه زندگی رو با دیدی مأیوسانه و خالی از

احساس نگاه کنید یقین بدونید که زندگی هم

باهاتون خوب تا نمی کنه ، اما اگه قشنگ

ببینیدش ، اونم تمام قشنگی هاش رو نثارتون

می کنه .

درست مثل من که می دونم همه مردم به زمستون

به عنوان فصل خواب و مرگ نگاه می کنند ولی

من اون رو فصل شادابی و سر زندگی و امید و

عشق به زندگی می دونم و آرامشی رو تو این

فصل می بینم که تو هیچ فصل دیگه ای پیدا نمی شه .

 

 

 

 

ببین ، هیچ تا حالا فکر کردی که سمفونی زیبای

طبیعت زمانی شنیده می شه که توی یک روز

آروم برفی ، در حال قدم زدن باشی و صدای

کشیده شدن پاهات روی برف ها شنیده بشه و از

صدای فشرده شده برف ها روی هم غرق

در لذت بشی و همون لحظه هم خنکای هوای

زمستان بخوره توی صورتت و همه کسالت

وجودت یکباره محو بشه ؟

من به این میگم آرامش !

 

"سعید"

+ ترنم ها و نجواها در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387