تبليغاتX
لحظه های انتظار
با اميد خط ها را خواهم شمرد. "باور"

 

مرا به حال خود بگذار ، می خواهم با یاس هایم

 خلوت کنم و عطر صداقتشان را تا عمق وجودم

 نفس بکشم .

 می خواهم خودم را به روز بسپارم و تا اوج

 خورشید پرواز کنم .

 بگذار افسونگری مهتاب برای شب نشینان

 باشد ، می خواهم خودم را به یقین بسپارم و با

 غروب آرزوهایم طلوع کنم .

 می دانم که سیاهی شب پشت پنجره اتاقم چادر

 زده است ولی این سپیده را غروبی نیست .

 

 

 

 

مرا پنجره ای است که همیشه رو به سحر باز

 می شود ، رو به باغی که همیشه سبز می ماند و

 پای سپیدار هایش را ستاره ها می بوسند .

 مرا به حال خود بگذار تا اشک گنجشککان روی

 دیوار را ببینم و دریابم که چگونه  مصیبت زده

 خطوطِ کج نطفه بسته در ذهن خواب آلود ما شده اند .

 می خواهم کلاغ های تردید را از خانه ام برانم ، می خواهم

 پنجره ام را رو به سحر باز کنم ...

 

مرا به حال خود بگذار .

 

"سعید"

+ ترنم ها و نجواها در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387