تبليغاتX
لحظه های انتظار -
با اميد خط ها را خواهم شمرد. "باور"
 

چشمان را خيره بر ساعت دوختم

و تو گويی که زمان

نه آن است که بر صفحه ی ساعت جاريست

چه آهسته و تلخ

پيش راند عقربه را

با گذشتن ثانيه ها

وجودم آب, چون شمع

و تنم در تبی تند

سوز نهان

ز حرارت ميسوخت, تا دم صبح

و باز ساعت

چه آهسته و تلخ

پيش ميبرد عقربه را

 

+ ترنم ها و نجواها در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388